فرض بر اینکه زمانی از دستت بدهمو بعد تصمیم بگیرم
که یک بار دیگر ببینمت
و بدانم :
دفعه ی بعد هم
برایم ده برابر از قبل شور بختی می آوری
و ده برابر از بختیاری ام می کاهی
کدام یک را بر خواهم گزید؟
کاش بی هوش از خوشبختی می شدم
تا دوباره ببینمت
(اریش فرید)

دختر از راهروی آپارتمان گذشت.
پیرزن حتی بعد ازهفتاد سال هنوز ندانسته که در آن راهرو، پشت دری بسته، چشمانی برایش خیس شده بود...
پروردگارا، خودبینی و ریا و تکبّر و تجاوز و حسد و ناتوانی و شک و سستی و ناراحتی و انواع دیگر بیماریها و نیز خواری و نیرنگ و فسون را از گوش و چشم و تمام اندامم دور دار و مرا به سوی آنچه دوست میداری و مایه خشنودی توست راه بنمای، ای رحم کنندهترین رحم کنندگان. بارالها، تو خود آمرزندهای و آمرزیدن را دوست میداری. پس، از تقصیرات و کوتاهیهای من درگذر... پروردگارا، اگر من کار زشت انجام داده و در حقیقت با این کار برخود ستم کردهام، از من درگذر که جز تو کسی گناهان و کوتاهیها را نمیبخشاید.
بارالها، تو را به دانشی که بر نهان و ناپیدا داری و بر چیرگیات بر تمام پدیدهها سوگندت میدهم، که مرا تا زمانی از نعمت حیات برخوردار سازی که میدانی زندگیام شایسته و پسندیده است. هنگامی که خیر و صلاح من در مرگ بود، مرا بمیران. خداوندا، اخلاص و ترس از خودت را به هنگام خشم و خشنودی، و میانهروی را هم در حال تهیدستی و بینیازی از تو خواستارم. از تو آن نعمتی را طلب میکنم که پایانپذیر نیست. به من آنچه مایه خشنودی دایم است نصیب کن. بارپروردگارا، از تو خرسندی به حکمِ قضا و قدرت، و برخورداری از زندگی شایسته پس از مرگ را خواستارم.
از تو شوق دیداری از سر شوق و به دور از اجبار خواستارم. خداوندا، ما را به زیور ایمان بیارای و از جمله آن هدایتگرانی که مشمول هدایت تو واقع شدهاند قرار ده.