تبليغاتX
زندگی و دیگر هیچ ...
حسین اصل عبداللهی

انتخاب منفرض بر اینکه زمانی از دستت بدهم
و بعد تصمیم بگیرم
که یک بار دیگر ببینمت
و بدانم :
دفعه ی بعد هم
برایم ده برابر از قبل شور بختی می آوری
و ده برابر از بختیاری ام می کاهی

کدام یک را بر خواهم گزید؟

کاش بی هوش از خوشبختی می شدم
تا دوباره ببینمت

                                                              (اریش فرید)

نوشته شده توسط حسین اصل عبداللهی در ساعت 2:55 | لینک  | 

عشق

 

 




دختر از راهروی آپارتمان گذشت.
پیرزن حتی بعد ازهفتاد سال هنوز ندانسته که در آن راهرو، پشت دری بسته، چشمانی برایش خیس شده بود...

نوشته شده توسط حسین اصل عبداللهی در ساعت 2:30 | لینک  | 

فاطمهپروردگارا، خودبینی و ریا و تکبّر و تجاوز و حسد و ناتوانی و شک و سستی و ناراحتی و انواع دیگر بیماری‏ها و نیز خواری و نیرنگ و فسون را از گوش و چشم و تمام اندامم دور دار و مرا به سوی آنچه دوست می‏داری و مایه خشنودی توست راه بنمای، ای رحم کننده‏ترین رحم کنندگان. بارالها، تو خود آمرزنده‏ای و آمرزیدن را دوست می‏داری. پس، از تقصیرات و کوتاهی‏های من درگذر... پروردگارا، اگر من کار زشت انجام داده و در حقیقت با این کار برخود ستم کرده‏ام، از من درگذر که جز تو کسی گناهان و کوتاهی‏ها را نمی‏بخشاید.
بارالها، تو را به دانشی که بر نهان و ناپیدا داری و بر چیرگی‏ات بر تمام پدیده‏ها سوگندت می‏دهم، که مرا تا زمانی از نعمت حیات برخوردار سازی که می‏دانی زندگی‏ام شایسته و پسندیده است. هنگامی که خیر و صلاح من در مرگ بود، مرا بمیران. خداوندا، اخلاص و ترس از خودت را به هنگام خشم و خشنودی، و میانه‏روی را هم در حال تهی‏دستی و بی‏نیازی از تو خواستارم. از تو آن نعمتی را طلب می‏کنم که پایان‏پذیر نیست. به من آنچه مایه خشنودی دایم است نصیب کن. بارپروردگارا، از تو خرسندی به حکمِ قضا و قدرت، و برخورداری از زندگی شایسته پس از مرگ را خواستارم.
از تو شوق دیداری از سر شوق و به دور از اجبار خواستارم. خداوندا، ما را به زیور ایمان بیارای و از جمله آن هدایتگرانی که مشمول هدایت تو واقع شده‏اند قرار ده.

نوشته شده توسط حسین اصل عبداللهی در ساعت 1:10 | لینک  | 
 

نقل مطالب وبلاگ با ذکر منبع مانعی ندارد