یکشنبه شانزدهم تیر 1387
آغازبود ونبودم را نمی دانستم.
من بیهده بودم را درنبودم،جستجو می کردم.
زمانی رسید که بودم را در بود تویافتم.
ولی درنمی دانم زندگیت نبودم تا آغازکنم بودم را.
حال چگونه پایان دهم بودی را که نبود ازازل.
اکنون هرروزبود و نبودم را بلغور می کنم بی هیچ آغازی برای بودن.
نوشته شده توسط حسین اصل عبداللهی در ساعت 12:18 | لینک
|

