نمایش"ویولونهاتان را کوک کنید" به نویسندگی ویکتور هائیم با ترجمه اصغر نوری و به کارگردانی شیما صادقی از 15 مرداد روی صحنه رفته است و به دلیل استقبال بسیار خوب تماشاگران، اجرای آن تا روز دوشنبه ۳/۶/۸۸ تمدیدشد.
به گزارش روابط عمومی خانه تئاتر دانشگاهی ایران، این نمایش با بازی هوتن شکیبا، شیما صادقی و حامد منافی از نیمه مرداد ماه هر روز از ساعت 19:15 در تالار کوچک مولوی در حال اجرا است.
ایران تئاتر
عکسهای اجرا به نقل از سایت ایران تئاتر
نمايش عروسکي «دخترک و کوزه» به کارگرداني مشترک سميه گلباز و داود بختياري در سالن انتظامي خانه هنرمندان ايران از 19 مرداد روي صحنه مي رود. به نقل از روابط عمومي نمايش، «دخترک و کوزه» نوشته نسرين اسدي، داستان دختري است که پس از مرگ برادرش به دنبال يافتن عمر جاودان و چشمه آب حيات با کوزه اي که از پيرزني گرفته رهسپار سفري طولاني مي شود و در اين راه تجربه هاي بسياري به دست مي آورد. در اين نمايش لي لي مجتهدي، نسيم ياقوتي، سليمه گلباز، نسيم پوراحمد و مهديه شاهمرادي عروسک گرداني را بر عهده دارند. محمد کاظم فرحناک مدير صحنه ،حسين اصل عبداللهي طراح نور، محمدامين گلباز اجرای نور و مهدي سربازي روابط عمومي اين نمايش هستند. نمايش عروسکي «دخترک و کوزه» برگزيده لوح بهترين اجراي موسيقي در دوازدهمين جشنواره بين المللي عروسکي مبارک ، از 19تا 31 مرداد هر شب به جز روزهاي جمعه در دو سانس 17 و 45:18 در سالن انتظامي خانه هنرمندان روي صحنه مي رود و 19 مرداد در ساعت 45:18 فقط يک اجرا خواهد داشت.
ایران تئاتر
روزنامه آفرینش
نمايشنامه " در انتظار گودو" نوشته "ساموئل بكت" با ترجمه نجف دريابندري، تحليل و بررسي مي شود.
نقد كتاب، به سردبيري و نويسندگي جواد عاطفه، اين نمايشنامه را با حضور حسين اصل عبداللهي؛ كارگردان و كارشناس تئاتر، مورد تحليل، تفسير و بررسي قرار مي دهد.در اين برنامه سعي شده تا با نگاهي به نمايشنامه " در انتظار گودو"؛ به عنوان شاخص ترين و مطرح ترين نمايشنامه مكتب ابسورد، ويژگي ها، مشخصات، انديشه و جهان بيني اين مكتب مورد تحليل، تفسير و واكاوي قرار گيرد. نمايشنامه " در انتظار گودو" در 1952 منتشر شد و در 1969 جايزه نوبل را براي بكت به ارمغان آورد. اين نمايش نامه در فضايي برهوت وار، بازتابي است از سرگردانی بشر امروز و پوچي هاي مدام و مادام زندگي اش.
اين برنامه، تهيه شده در گروه مطالعات فرهنگي راديو فرهنگ در دو هفته متوالي؛ جمعه 2 و 9 مرداد ماه از ساعت 21 الي 21:30 پخش مي شود.
ایران تئاتر
باشگاه خبرنگاران دانشجویی
news.kodoom
امید
فرض بر اینکه زمانی از دستت بدهمو بعد تصمیم بگیرم
که یک بار دیگر ببینمت
و بدانم :
دفعه ی بعد هم
برایم ده برابر از قبل شور بختی می آوری
و ده برابر از بختیاری ام می کاهی
کدام یک را بر خواهم گزید؟
کاش بی هوش از خوشبختی می شدم
تا دوباره ببینمت
(اریش فرید)

دختر از راهروی آپارتمان گذشت.
پیرزن حتی بعد ازهفتاد سال هنوز ندانسته که در آن راهرو، پشت دری بسته، چشمانی برایش خیس شده بود...
پروردگارا، خودبینی و ریا و تکبّر و تجاوز و حسد و ناتوانی و شک و سستی و ناراحتی و انواع دیگر بیماریها و نیز خواری و نیرنگ و فسون را از گوش و چشم و تمام اندامم دور دار و مرا به سوی آنچه دوست میداری و مایه خشنودی توست راه بنمای، ای رحم کنندهترین رحم کنندگان. بارالها، تو خود آمرزندهای و آمرزیدن را دوست میداری. پس، از تقصیرات و کوتاهیهای من درگذر... پروردگارا، اگر من کار زشت انجام داده و در حقیقت با این کار برخود ستم کردهام، از من درگذر که جز تو کسی گناهان و کوتاهیها را نمیبخشاید.
بارالها، تو را به دانشی که بر نهان و ناپیدا داری و بر چیرگیات بر تمام پدیدهها سوگندت میدهم، که مرا تا زمانی از نعمت حیات برخوردار سازی که میدانی زندگیام شایسته و پسندیده است. هنگامی که خیر و صلاح من در مرگ بود، مرا بمیران. خداوندا، اخلاص و ترس از خودت را به هنگام خشم و خشنودی، و میانهروی را هم در حال تهیدستی و بینیازی از تو خواستارم. از تو آن نعمتی را طلب میکنم که پایانپذیر نیست. به من آنچه مایه خشنودی دایم است نصیب کن. بارپروردگارا، از تو خرسندی به حکمِ قضا و قدرت، و برخورداری از زندگی شایسته پس از مرگ را خواستارم.
از تو شوق دیداری از سر شوق و به دور از اجبار خواستارم. خداوندا، ما را به زیور ایمان بیارای و از جمله آن هدایتگرانی که مشمول هدایت تو واقع شدهاند قرار ده.
نمايش راديويي« شنل» نوشته ی حسين اصل عبداللهي بر اساس داستان شنل نيكولاي گوگول دربخش نمايشهاي راديويي جشنواره سراسری تئاتردانشگاهی به صورت زنده اجرا خواهدشد.
دراین نمایش که توسط مهدی محمدی کارگردانی شده است،بازیگران نمایش به ترتیب حروف الفباء عبارتند از: سروش آزادگان، جواد پورحیدری، حمید رحمتی، افشین رهنمون، فاطمه سرلک،بیتا خارستانی و بهروز کاظمی،که به ایفای نقش پرداخته اند.
لازم به ذکراست که افکتورنمایش شنل حمید رحمتی بوده و این نمایش یک اجرا درروز یکشنبه 6/2/1388 در ساعت 16 در خانه کوچک نمایش دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران خواهد داشت.
باکمی تأخیر،نگاهي به نمايش «شكار روباه»اثر دكترعلي رفيعي.
شنيدن نام علي رفيعي كافي است، تا براي ديدن نمايشي خوب رغبت رفتن به سالن نمايش را پيدا كني.
اين بار دكتر رفيعي دست به روايتي تاريخي زده است. روايتي كه بخشي از تاريخ كشور خود را با نگاهي نو كه خاص آثار وي است به تصوير ميكشد.
در شكار روباه يكي از شخصيتهاي قلدر و دیکتاتور تاريخ ايران (آغا محمدخان) با نگاهي متفاوت از نوشتههاي مورخان روايت ميشود. نمايش از ظلمي كه توسط خاندان زنديه در حق آغامحمدخان شده است آغاز شده و در ادامه نحوهي به حكومت رسيدن آغامحمدخان را نشان ميدهد. وي كه به كمك عمه و برادران خود حكومت كشور را به دست گرفته است. كم كم در اثر خيانتهايي كه به وي ميشود به اطرافيان خود بدبين شده و آنها را يكييكي از ميان برميدارد و در نهايت ....
به نظر ميرسد علي رفيعي چنانچه خود نيز مصرانه بر تراژدي نبودن تاريخي اثرش تاكيد دارد و...
ادامه مطلب
اگرمی توانستم فکری برای روحم کنم،خودم را از رنج تن آزاد می کردم.
رنجهای انسان را پایانی نیست. دست آویزی نیست جز آنکه خود را خوشبخت پنداریم،
پنداشتی پوچ و تهی .خوشبختی نه حقیقت که رؤیایی ساخته ی خیالمان است…
(ته مانده ی تراوشات ذهنی مردی که حقیقتش را سا لها پیش ازتولدش گم کرده بود.)
رهانيدن خود از حالتي اسفبار بايد آسان باشد، اگرچه از نهيب يك فرمان و عزم سرچشمه بگيرد .با تلاش از روي مبل بر مي خيزم ،ميز را دورمي زنم،سر و گردنم را نرم تر نگه مي دارم ونگاهم را از آتش پر مي كنم به طوري كه عضلات پيرامون چشمانم منقبض مي شود.هر احساسي را نفي مي كنم. اگر الف آمده باشد با گرمي به او سلام مي كنم.حضور ب رادراتاقم با مهر بر مي تابم و به رغم تلاش ورنجي كه مي برم با دقت به هر چه پ بگويد گوش مي دهم.اما اگرچه همه چيز به همين نحو پيش برود،هراشتباه گريزناپذيري مانع از آن خواهد شد،چه آسان باشد چه مشكل ومن ناچارخواهم شد آن دايره را درجهت مخالف بپيمايم.به همين خاطربهترين پيشنهاد اين است كه همه چيز را بپذيريم.چنان رفتاركنيم كه انگارتوده سنگيني بيش نيستيم و اگر خود درگير شديم به هيچ وجه اجازه برداشتن كمترين گام بيهوده را ندهيم،به ديگري نگاهي حيواني بيندازيم،كمترين احساس پشيماني به راه ندهيم،بادست خود به بازمانده سايه وار آثار زندگي خاتمه دهيم، يعني بر استراحت نهايي و مرده وار بيفزاييم و نگذاريم هيچ چيز ديگري باقي بماند.يكي ازحركات ويژه چنين حالتي نوازش ابرواانگشت كوچك است.
(از فرانتس كافكا ترجمه ي خجسته كيهان)
